اینا الماسن
سلام به دختر گلی بابا!!! خوبی فلفل نمکی مامان ؟ عسل بابا؟ گل دختر بابا؟!! چرا بابا ؟ خودت میگی شب زنده داریهات مال منه نق زدنها و جیغ جیغ کردنهات مال منه اونوقت بابایی بهت میگه تو گل دختر کی هستی شما می فرمائید بابا!! بهت میگم بگو مامان تو میگی بابا بازهم خوش بحالت، خوش بحالم ، خوش بحالشون ، خوش... دیشب تا بابایی شبکار بود رو فکرت کار کردم که بگی مامان کلی باهات تمرین کردم اونوقت باز میگی بابا خیلی هم خوب!! عرض کنم خدمتت که روز دوشنبه عصر از خواب که بیدار شدی داشتی بازی میکردی و من توی آشپزخونه کار انجام میدادم یهو چشمم بهت خورد دیدم داری نماز میخونی قربونت برم هی میرفتی سجده میومدی بالا دوباره بلند میشدی تازه زمزمه هم میکردی و بلوز...
نویسنده :
مامانی
13:01


