دختر عاقل و مهربون من
سلام گلم دختر مهربون و عاقل خودم ، این روزها حال و بالت چطوره؟ دماغ خوشگلت چاقه؟! اومدم از روز چهارشنبه رو واست بنویسم. روز چهارشنبه: خدا رو شکر روز آخر کاریه و فردا تعطیلیم اون روز از اداره که برگشتم و اومدم دنبالت قرار بود رفتیم خونه حمامت کنم ولی خوب قدری هم خرید داشتم و تا خرید انجام دادیم و رسیدیم خونه من دیگه نا نداشتم و تو هم خوابت میومد خوابوندمت خودمم اومدم دراز بکشم خوابم نبرد اون روز اصلا حال و حوصله آشپزی نداشتم دلم میخواست یه غذای خیلی ساده درست کنم و اصلا رفتیم خرید و وسایل اسنک رو خریدم که اسنک درست کنم نونش گیرم نیومد یعنی اون موقع ظهر ملت خونه بود سوپریها بسته بودن اونی هم که باز بود نداشت خونه که رسیدم ت...
نویسنده :
مامانی
12:42



