این عطر بهشتی
سلام به عروسک طلایی خودم که از گل بهتری و عطر گلهای محمدی رو داری ، اومدم تا واست بنویسم از حال و بال این دو سه روزه ، روز یکشنبه از اداره که برگشتم اومدم دنبالت و بعد از مراسمات خداحافظی معمول تشریف بردیم منزل و قدری بازی و شیطنت تا اینکه طرفای چهار خوابید و من تونستم برم ناهار بخورم ، هر کاری کردم علیرغم خستگی خوابم نمیبرد منم گفتم بهترین فرصته تا کارهای خونه رو که سروصدایی نداره انجام بدم و مشغول شستشو شدم وسطاش بیدار شدی و همزمان بابایی هم رسید و منم گذاشتمت پیشش و رفتم سراغ کارهام بابایی میخواست بره پشت بوم که شما رو هم برد من از این فرصت طلایی برای تمیز کردن گاز استفاده کردم بعد بهت شام دادم و دوباره بابایی خواست بره بیرون که تو ...
نویسنده :
مامانی
13:52



