خونه تکونی، گرد وغبار و شانزده ماهگی نفس
سلام عسلکم خوبی شیپل مامان؟ این چند روزه در گیر بودم باز دوباره این مهمون ناخوانده اومده بود شهرمون و هر چی ملت خونه تکونی کرده بود خراب کرد( به عبارتی گند زد ببخشید البته ) روز شنبه اتفاقاً هوا خیلی خوب بود و آفتاب مطبوعی هم دراومده بود منم که پوستم کنده شد واسه سبزی خورشیها موقعی که اومدم دنبالت خرد کن مامانی رو کش رفتم تا سریعتر خردشون کنم با سر راه هم تره و شنبلیله گرفتم که کاملشون کنم شما که خوابیدی سبزی شستم بعدش هم کلی ظرف شستم و تا نماز بخونم بیدار شدی منم شروع کردم به خرد کردن سبزی و در حین کارم بهت غذا هم دادم سبزیها که آماده پخت شدن گذاشتم سرگاز و رفتیم مغازه شاپرک لباس جدید آورده بود ولی سایزت نبودن بعد رفتیم سراغ مغازه مانتو فرو...
نویسنده :
مامانی
13:25



