شیطنت هم اندازه ای داره!
سلام دختر گلم عزیز دلم خوبی مامانی؟ من که اصلاً حال ندارم چند شبه خوب نمیخوابم یعنی نمیذارن خوب بخوابم بعضیها ( یه وقت فکر نکنی منظور تویی هان !!) روز یکشنبه که تو حسابی گل کاشتی از سر کمار که برگشتم خونه جون جون مامان جون جون توی آشپزخونه بود تو هم داشتی با پویا بازطی میکردی مامان جون جون نمبیدونسته از کجال تو رو بگیره از روی پله های پشت بام که یه لحظه ازت غفلت کرده دیده اونجایی و بعدش که رفتی آویزون در نرده ای زیر زمین شدی و مامان جون جون از ترس اینکه مبادا بیفتی با طناب بستش و بعدش واسه اینکه خیالش راحت باشه ترجیح داده تمام وسایل کشوهای آشپزخونه رو بریزی بیرون ولی جلو چشمش باشی!! ببین چه کردی که مامان جون جون که اینهمه روی وسایل آشپزخونه ...
نویسنده :
مامانی
13:06



