این دخترک زورگو!!
سلام به جوجه طلای خودم که لنگه نداری خوبی نفس ؟ روز شنبه چون شب قبلش زود خوابیده بودی زود هم بیدار شدی و رسوندمت خونه جون جون و بعد هم اداره ظهر که اومدم دنبالت قبل اینکه بیام تو اول هر چی دمپایی بود دم در هال جمع کردم و قایمشون کردم که وقتی اومدیم تو حیاط بجای کفشهای خودت اونا رو نپوشی حالا کفشات پاتن این دفعه شروع کردی تو حیاط راه رفتن بعد هم تو حوض هی هم که بهت گفتم بریم محل نذاشتی راه آب حوض رو باز کردم که شاید بیای بیرون تو دوباره میذاشتیش خلاصه با زحمت از تو حیاط کشوندمت تو پیاده رو حالا بابا بیا بشین تو ماشین نهههههههه دویدن با تو پیاده رو دیگه منم کلافه شدم دندونم هم درد میکرد بزور سوار ماشینت کردم که چنان جیغ و دادی راه انداختی که عملاً آبرویی واسم نموند خدا رو شکر که خلوته اون موقع وگرنه رسما تابلو میشیدیم بعد که دیدی محلی به داد و فریادت نمیذارم طبق معمولی که میخوای خودت رو لوس کنی و نظرمو جلب کنی لبهاتو جمع کردی و مامان گویان اومدی تو بغلم پشت فرمون!!! منم یه دستی رانندگی کردم تا رسیدیم خونه این دفعه تو پارکینگ جیغ و داد که من نمیام بالا چنان هم جیغ میکشی که هر کی ندونه فکر میکنه داری بشدت کتک میخوری خلاصه رفتیم بالا و بابایی گفت این صدای آرشیدا بود وای خداجون یعنی صدات تا طبقه سوم هم رسیده خوبه جای تابلو اعلانات ما وایسیم دم در!!!! نمیدونم چرا اینهمه داد و فریاد میکنی شاید بخاطر بی حوصلگیها و بعضا پرخاشگریهای من تو هم جری شدی ؟ شاید اقتضای سنته نمیدونم ولی هر چی هست این روند تکراری هر روزت منو خسته میکنه اینکه باید نیم ساعت باهات چونه بزنم که بریم خونه شاید باید با حوصله بیشتری برخورد کنم شاید تو دلت بازی میخواد و من اون موقع نمیتونم نمیدونم چیکار کنم باید با کسی مشورت کنم میدونم که مدتیه بشدت عصبی و پرخاشگر و بی طاقت شدم علتش معلومه ولی دلیل نمیشه که با تو بد رفتار کنم اینجوری نبودم تو آزاد بودی شیطنت کنی باهات بازی میکردم ولی الان حوصله خودمو هم ندارم خدایا نمیدونم راهی رو که میرم درسته یا اشتباه چون مخم هنگ کرده نمیتونم درست تجزیه و تحلیل کنم نمیتونم درست و از بد تشخیص بدم من که میدونی صلاح خودمو نمیدونم ولی تو که میدونی این افسار زندگیه من ، لطفا بگیرش و به سویی هدایتش کن که من و دختری به آرامش برسیم.
عصری بیدار که شدی با هم رفتیم دندون پزشک البته با ترفند میریم پیش بابد و تاها لباس تنت کردم بسلامتی دندونم باید عصب کشی و پر بشه سیصد تومن ناقابل باید تقدیم کنم به خاخه زنگ زدم جوجه ها خواب بودن در نتیجه ما رفتیم خونه جون جون بهت کمی غذا دادم که با دویدن خوردیش فکر کنم میترسی کمیش ذخیره بشه تپل شی آفرین دخملم حواسش به تناسب اندامش هست!!!!!!!!! ساعت یازده برگشتیم همسایه جفتی دم در بود کلی بهت اصرار کرد بری پیششون نرفتی بعد که درو بستن به من میگی بیئم در زدیم و تو رو فرستادم تو آخه دیر وقت بود بعد قدری شنیدم در آپارتمانشون باز شد بدو اومدم که اگه بهانمو گرفتی بیارمت خونه دیدم ههههه نه تنها بهانه که نگرفتی هیچ سر مبل نشسته و مشغول تناول کلوچه هستی منم کمی نشستم و بعد رفتیم خونه، ای خدااااا پامونو که گذاشتیم تو شروع کردی به بهانه گیری سریع لباسهاتو عوض کردم و چنان جیغ کشیدی که بدون پوشک بهت شیر دادم هر لحظه منتظر بودم همسایمون بیاد دم در بگه چیکار بچه میکنی !!! شیر خوردی و داشت خوابت میبرد منم یواش گذاشتمت زمین که پوشکت کنم باز شروع کردی ولی بهرحال من کار خودمو انجام دادم خوابت برد و من گیج میزدم!!!!
یکشنبه: دیروز از اونجایی که دیشب دیر خوابیدی بابایی گفت من میبرمش و من رفتم اداره ظهر که اومدم دنبالت باز همون برنامه هر روز رو پیاده کردی اونقدر تو خیابون دویدم دنبالت و صدات کردم که وقتی نشستیم تو ماشین که بریم مرد همسایه اومد دم در ببینه چه خبره!!! تو پارکینگ هم دلت خواست کمی بدو بدو کنیم بعد بیا دکمه آسانسورو بزن بردمت تو آسانسور رو رفتیم خونه حالا تو خونه ایم این دفعه نمیذاری لباسهامو عوض کنم حتی مقنعه میگی نهههههههههه و جیغغغغغغ منم اول تسلیم شدم تا کمی بازی کنی بعد دیدم اگه بخواد اینجوری پیش بره دیگه افسارم دست توئه و من هیچ اراده ای از خودم ندارم از این خبرها نیست کم کم لباس عوض کردم و ناهار خوردیم و جنابعالی از تو کاسه ماست ریختی رو میز بعد با دستت پهنش کردی و بعد گذاشتی دهنت!!!!!!!! انگار اینجوری خوشمزه تره !! من که دارو مصرف میکنم بخاطر دندونم گیج خواب شدم هی که خواستم بخوابونمت بی فایده بود ساعت 4:30 بابایی رو بیدار کردی و مشغول بازی شدین و من خوابم برد چه خوابی هر دفعه صدام کردید هر دوتون آرشیدا جیش کرده ، آرشیدا فلان آخر سرهم خانوم همسایه اومده بود دم در اصلا تا چند دقیقه نمیدونستم کجام بعد هم که بابایی خواست بره حموم نذاشتی اونم مجبور شد ببردت حمام و خودش حمام کرد و بعد من موندم پیشت تا آب بازی دلت رو بزنه که البته نمیزنه بعد هم تعویض لباس و ساعت 8 هم لالا منم نمیدونستم از کجا باید شروع کنم واسه کارها نشستم تی وی دیدن !!!!
خدایا پروردگارا این فرشته ها پاک و معصوم کوچولوان ولی قلبشون قد یه دریا ست هواشونو داشته باش و از بدیها و بلایا محفوظشون کن تارا و باربد گلی هم یه کوچولو حالشون بد شده زود زود خوبشون کن سالم و سلامت بشن که دلمون تنگ شده واسه شیطونیاشون.
یه ارتباط کلامی هست بینمون : ابد ( همش با فتحه خوانده شود ) تو اینو میگی منم تکرار میکنم بعد دستت رو روی اون دستت میذاری و میگی یا دستت رو پرت میکنی جلو انگار دعوا داری و هی میگی ابد منم عین خودت حرکاتت رو تکرار میکنم ابد !!! میبوسمت فسقلی.


این دخترک زورگو!!
