سر من کلاه نمیره!!!
سلام قند عسلم خوبی عزیز مامان؟ دیروز از اداره که برگشتم اومدم سراغت داشتی بازی میکردی بغلت کردم و بوسیدمت و تو هم ابراز احساسات کردی قربونت برم بعد با مامان جون جون مشغول حرف زدن بودم و تو هم که در باز کمد رو دیدی سریع رفتی سراغ وسایل مامان جون جون و تا جایی که راه داشت بهم زدی تا اوضاع بدتر نشده رفتیم خونه سریع وسایلت رو آماده کردم و رفتیم حمامی کلی آب بازی کردی و شیطنت و بعدش بهت شیر دادم و خوابیدی منم پیش خودم حساب کردم که حسابی خسته ای و من وقت دارم که کارهامو انجام بدم تا دوش بگیرم و ناهار و عصرونه یکی شده رو بخورم شما بیدار شدی و چون خوب نخوابیده بودی شروع کردی به نق زدن بردمت پیش همسایه شاید بهتر بشی اما فایده نداشت اونجاهم قدری نق زد...
نویسنده :
مامانی
10:23


