نازنیم سلام
برات بگم که چند روزیه خیلی بیتابی میکنی و دستهاتو تا مچ توی ذدهنت میبری و لثه هات چنان ناراحتت میکنن که حتی خوابی راحت رو ازت گرفتن و معمولا با وجود اینکه میخوای بخوابی بعد مدت کوتاهی با گریه بیدار میشی هر چند کمی اذیت میشی ولی عوضش دندون خوشگل درمیاری و میتونی غذا بخوری دیروز تمام روز رو بیدار بودی و وقتی من از سرکار برگشتم یکساعتی لالاکردی بقیه رزوز به شیطنتون بازی گذشت و آنقدر سر وصدا کردی که مامان جون جون نتونست بخوابه و جون جون رو هم از خواب بیدار کردی بالاخره طرفای ساعت 7 عصر انرزژیت داشت ته میکشید و کمی غر میزدی و وقتی خواستم بخوابوئنمت آنقدر آواز خوندی تا بالاخره چشمای قشنگت خمار شد و بعد خوابیدی .
راستی سوار روروک شدی و تو تند تند پا میزدی البته طبق معمول اول دنده عقب میرفتی و بین صندلیها گیر میکردی و باید آزادت میکردیم که بتونی به سیاحتت ادامه بدی و خیلی باحاله که بعد کلی اسباب بازی که داری با یه سطل ماست بازی میکنی و دیگه آقا خرسه و جو جه طلایی و قورباغه لنگ درازو تحویل نمیگیری !



نازنیم سلام 



