یکی یه دونه مامانی
نفسسسسسسسسسسسسم سلام اول از همه از اتینکه بعضی وقتها بی حوصله هستم و اونجوری که باید برات وقت نمیذارم یا کمی بداخمی میکنم
از معذرت میخوام ببخشششششششششششید عسلم حس میکنم دیروز خیلی ندیدمت و دلم برات تنگ شده چون فکرم خیلی مشغول بود و نتونستم اونجوری که باید باهات مشغول باشم ، کی بشه چهار دست و پا حرکت کردند یاد بگیری االان دیگه کاملا روی زانوهات میمونی ولی انگار میترسی دستاتو حرکت بدی یه دفعه که اسباب بازیتو میخواستی انقد پاهاتو بلند کردی و دستاتو ثابت نگه داشتی تا اینکه با کله افتادی رو قالی و فریادت بلند شد ،

جیگر مامان امیدوارم همیشه سلامت باشی و شاداب ، راستی دیروز عصر پویا برات یه استخر خیلی بزرگ و خوشگل که خریده بود آورد طفلک بادش هم کرده بود و خودش و خاله نیکتا برات آوردن و تو رو با اسبابازیهات گذاسشتیم توش و تو هم خوشت اومد چون اعتراضی نداشتی خصوصا که پویا هم اومد تو استخر پیشت و بتاهات بازی میکرد حالا دیگه کاملا پیاد گرفته که بغلت کنه و براحتی بغلت میکنه خاله میگه صبحها تو رو میذاره توی کالسکه و توی حیاط دورت میده امیدوارم همیشه همین جور با هم خوب و خوش باشید شیطون بلا دیروز تمام روز رو بیدار بودی و اصلا رضایت نمیدادی بخوابی عصر بردمت حمامی ، بعهت گفتم بریم حمامنی و تو ذوق کردی و به طرفم شیرزجه قربونت بردم گلکم ،شکر پنیر ،نباتم ،آبنبات چوبی مامانی.
میبوسمت عروسکم
تو همه قلب منی 



یکی یه دونه مامانی
