سلام به فرشته كوچولوي خودم،دوماه ديگه به سرعت نور سپري شد و گل من هفتاد ماهه شد و هفتاد ماهگيت مصادف شد با عيد سعيد قربان و مامان به همين مناسبت برات كاپ كيك درست كردم و نوش جان كرديد ،خودت و دوستت، دختر خوبم ،خانم خونه ،بزودي وارد مقطع پيش دبستاني ميشي ،يه مرحله جديد واست شروع ميشه

عزيزترينم بهترينها رو از خدا برات آرزو دارم ،لبت خندون ،دلت شادمحبتمحبت😘😘😘😘 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 22 / 6 / 1395 | 7:28 PM | نویسنده : مامانی |

سلامممممم به دختر نازنینم،عشق و  امیدم، سلام به همه دوستان گلم که دلم خیلی تنگ شده براشون و اینکه مدتهاس اینجا نیومدم ولی میخوندمشون.

خوشگل من امروز ماهگرد تو هست، یه ماه دیگه هم گذشت و ما کنار هم بودیم ، شیطنت کردیم ، دعوا کردیم ، بازی کردیم ، بیرون رفتیم و اینکه من تو رو بهتر شناختم ، روح لطیف و بزرگت رو و خیلی چیزها ازت یاد گرفتم ، از قلب پاک و معصومت ، عزیزدلم بدون که تو بزرگترین آموزگار برای منی ، توی این دنیای پر هیاهو که ما بزرگترها خودمون رو فراموش می کنیم ، روح پاک و معصوم تو خیلی چیزهای فراموش شده رو به من یادآوری میکنه ، با همون گفتار ساده و بی آلایشت ، خدارو میشه در تو دید ، صداقتت ، مهربونیت ، دست بخشنده و قلب بی کینه ات

 دختر گلم با تک تک سلولهای بدنم دوست دارم عزیزم و از خدای مهربون بهترینها رو برات میخوام

از خدای مهربون میخوام که تو رو در پناه خودش حفظ کنه تاااااا همیشه همیشههههههههه




[ موضوع : ]
تاريخ : 22 / 4 / 1395 | 2:19 PM | نویسنده : مامانی |

سلام فرشته کوچولوی من، سلام عزیزترینم، خانوم خوشگل من ،خیلی زود یکسال دیگه گذشت و پایه های مادری من محکمتر شد و تو که همه قلب منی یکسال بزرگتر شدی و لذت داشتن یه دختر 5 ساله رو به من چشاندی ،یه خانوم کوچولوی مستقل، که با همه غرورش یه قلب دریایی داره که واسه همه بچه های کوچیکتر مادری کردن رو بلده 

عزیزترینم آرزو میکنم برات همه خوبیها و خوشیهای دنیا رو

آرزو میکنم برات دستای گرم و محکم خداوند رو که همیشه دستای کوچولو و ظریف تو رو توی دستاش نگهداره و به طرف خوشبختی هدایتت کنه

برات آرزو میکنم همه لحظاتت سرشار از خوشی و شادی و آرامش باشه

آرزو میکنم پله های موفقیت رو بالا بری و به بهترینها دست پیدا کنی

که تو شایسته بهترینها هستی عزیزدلم،عشقم،نفسم ،امیدمماچماچماچماچ




[ موضوع : ]
تاريخ : 22 / 8 / 1394 | 10:19 PM | نویسنده : مامانی |

سلام به روی ماه عشق همیشگی خودم که ملکه تمام قلب منه ، به تو که مظهر پاکی و صداقتی ، یه قلب پاک و سفید بدون حتی یه لکه سیاه ، به تو که فاصله بین قهر و آشتیهات حتی مرز هم نداره ، به تو که یه دنیا شور و شوق و شیطنت هستی ، به تو که به هر وسیله متوسل میشی که منو تو بازیهات شریک کنی ، حتی اگه گذاشتن کفشهای بیرونت روی اپن باشه و بعد هم با ذوق بالا و پایین بپری و بهم نشون بدی چه کردی ، به تو که صبورانه با من همیشه کارمند راه میای و اعتراض نمیکنی که چرا همه سال مجبوری صبح زود از خواب بیدار شی ، به تو که شبها بر عکس جهت من میخوابی همیشه خدا پاهات تو صورت منه،به تو که هر شب واسه مسواک زدنت کلی بهانه میاری ، یهو خسته میشی، یهو خوابت میاد شدید و خودت رو مبل میندازی که بدونم خیلی خسته ای و یا وقتایی که بیداری ولی خودت رو بخواب میزنی که بغلت کنم و تا پارکینگ ببرم و چنان خودت رو رها میکنی که فکر کنم وزنت دوبرابر میشه و بعد در حالیکه خوابت خیییییلی عمییییقه کمک من در آسانسور رو میگیری خندهبوس اینا همش خاص تو هست ، فقط مال دنیای من و توهست و تنها جاییه که هیچ کس نمیتونه توش دخل و تصرفی داشته باشه اونجا یه جای خاصه مال من و تو ، یا وقتی که میگی مامان من تو رو اندازه ستاره های آسمون دوست دارم و بعد بلافاصله میگی تو منو چقدر دوست داری؟ بوسم میکنی و تندی میگی تو هم منو بوس کن ،یا وقتی میریم خرید و دستم به قفسه میخوره میگی مامان چی شد؟ بده بوسش کنممحبتمحبتمحبتمحبتبوسبوسبوسبوس اینا همش مال من و توئه و منو برای لحظاتی از دنیای بیرون جدا میکنه و خستگیهام رو کمرنگ میکنه عزیزترینم و اونقدر همه جا معروفی که همه منو به اسم تو میشناسنتعجب

خوشگل من ، عشق مامان 56 ماهگیت مبارک دخترم ، 56 ماهگیمون مبارک ، چقدر داریم زود بزرگ میشیم و چقدر من نمیخوام دنیای قشنگ کودکیت رو به این زودی ترک کنی ولی چاره ای نیست و با قانون طبیعت نمیشه جنگید

اینو بدون که همیشه و همیشه و توی همه لحظات من بهت افتخار میکنم و بدون که تو همه قلب منی همه قلب منننننننننننن.

دوستتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممممم و از خدا مهربونم که همیشه هوامون رو داشته بهترینها رو میخوام بهترینها رو.




[ موضوع : ]
تاريخ : 22 / 4 / 1394 | 9:19 AM | نویسنده : مامانی |

سلاممممممممممممممممم به قشنگترین روز ماه ، به درخشنده ترین روز اردیبهشت ، به خوشبوترین لحظات زندگی که عطر نفسهای تو به مشام میرسد، سلام به تو که همه دنیای منی ، همه انگیزه و امید بعد از خدایم ،

دختر گل و زیبا و دوست داشتنی من ، نازنینم ، گل من پنجاه و چهار ماهگیت مبارک عسلم ، الهی که قلب مهربان و کوچکت سرشار از مهر و امید و شادی باشه ، از خدا برات بهترینها رو میخوام ، بهترین لحظات و روزهایی پر از شادی و موفقیت میخوام ، برای تو که دوست داری زود بزرگ بشی ، قد بکشی ، تویی که پا به پای من حرکاتم رو تقلید میکنی ، قد میگیری که بدونی چقدر بلند تر شدی ، و یه سوال که مرتب میپرسی : من کی میرم پیش دبستانی که بزرگ بشم؟ فدات بشم ای کاش میدونستی که این لحظات و روزهات بهترین لحظات زندگیت هستند ، ای کاش میدونستی که دنیات خیلی خیلی قشنگه و ما به ظاهر آدم بزرگها حسرت روزهای پاک و شاد تو رو داریم ، ای کاش میتونستم بهت بگم که قدر این لحظاتت رو بدونی و تا جایی که بتونی بچگی کنی و من تا جایی که بشه میزارم بچگی کنی و پا به پای شادیهات ، منم بچگی میکنم و چه شادی و چه لذتی بالاتر از این برای من

خدای خوب و مهربونم تک دختر نازنینم رو به تو میسپارم و ازت عاجزانه میخوام که همیشه مراقبش باشی و از همه بدیها و بلایا حفظش کنی.مرسی خداجوننننننننننننننننننننننننننننن




[ موضوع : ]
تاريخ : 22 / 2 / 1394 | 8:50 AM | نویسنده : مامانی |

سلام دوستای گلم ، سلام به همه اونایی که تو این مدت نه چندان کوتاه بیادمون بودن امیدوارم که لحظاتتون به خوشحالی و شادی سپری بشه

سلام عزیز دلم ، سلام دختر خوشگلم ، سلام به تو که برای من بهترینی بعد از مدتها دلم هوای وبلاگت رو کرد نمیدونم چی میخوام برات بنویسم ولی دوست دارم  باهات حرف بزنم از یه عالمه روزهای خوب و بد و تلخ و شیرینی که بهمون گذشت و از روزهای قبل از عید و تکاپوها و هیاهوش و اینکه علیرغم گرفتگی حالم بخاطر تو که غنچه نو شکفته ای هستی و تازه معنی و مفهوم عید رو درک میکنی و کلی ذوق میکنی بخاطرش ، همه مراحلش رو با هم انجام دادیم ، یادم افتاد وقتی که یخچال رو میخواستم تمیز کنم تو آستینهات رو بالا زدی و گفتی من کشو یخچال رو میشورم و من چقدر حس میکردم با همین کارت باری از رو دوشم برداشته شد ، یا وقتی خواستیم بوفه رو تمیز کنیم و تو نصف شیشه شور رو توش خالی کردی ، یا وقتی که داشتم فرش رو جمع میکردم و تو یه طرف فرش رو جمع کردی و گفتی من کمکت میکنم و وقتی خسته شدم و حس کردم زورم نمیرسه گفتم نمیتونم باید کسی رو بگم بیاد کمک و تو یه طرفش رو گرفتی و مثل کسیکه بهش برخورده باشه گفتی من که هستم دارم کمکت میکنم ما به کسی احتیاج نداریم مامان ، من و تو با هم خوشبختیم ، مامان فدات بشه الهی ، فدای اون فبل پاک و مهربونت بشم که با همین حرفها و رفتارهات انرژی بهم تزریق کردی و من شارژ میشدم

یا وقتی که سئوالی رو که منتظر پرسیدنش بودم و پرسیدی و من بهت جواب دادم و تو با همون جواب من قانع شدی ولی توی نقاشیهات همه چی کامله ، همه چی و حتی یه خواهر کوچولو هم داری

گاهی نقاشیهات آنقدر قشنگ و پرمحتوا هستند که از دیدنشون لذت میبرم ، حظ میکنم و هر بار هم یه نقاشی میکشی و میگی اینو بده به انیس یا اینو بده به آزاده و میپرسی که حتما نقاشی دستشون رسیده باشی.

هر روز برام یه نقاشی میکشی و میگی مامان این جایزه تو هست و من ذوق میکنم از این جایزه ای که با دستای کوچولوی تو کشیده شده و چه حس خوبیه خسته بری خونه و تو با ذوق نقاشیهاترو نشون بدی

و مامان جون جون تعریف کنه که چطور وادارش کردی کنارت بشینه و نقاشی بکشه اونم با مداد رنگی که خودت رنگش رو دوست نداری ،گاهی با هم دعواتون هم میشه و جون جون بهتون میخنده

وقتایی که از مهد میبرمت خونه جون جون و تا دم در دنبالم میای و میمونی و گاهی وادارم میکنی که ماشین رو چند متر اونورتر پارک کنم و برگردم که خیالم راحت باشه تو رفتی تو و درو بستی.

وقتایی که میخوام برگردم اداره میگی مامان زود زود بیا و البته گاهی وقتها هم میگی مامان دیر بیا دنبالم!!!!!

وقتایی که تو خیابون میرقصی و میری و همه از دیدنت میخندن و خودم که لذت میبرم از این کارت

و واقعاً شادی و نیروی شما بچه هاس که به پدر و مادرها انرژی میده و واقعا پدر و مادرها با هر سن بچه هاشون دو باره تجربه میکنن 5 سالگی رو، ده سالگی ، 20 و....

چقدر متاسفم که خیلی از شیرین زبونیهات رو فراموش کردم، حاضر جوابیهات رو

اینکه هرجا بریم سرو صدای ما بگوش میرسه و شوری برپا میشه و کلاً اونجا از حالت سکوت خارج میشه

لحظات بدی هم داشتیم مثل اون چند روزی که تب شدید کردی و هرکاری میکردم پایین نمیومد و دیگه اشکمو درآورد و با چند تا آنتی بیوتیک همزمان و مسکن قوی خوب شدی .

شادی حضورمون توی جشنواره غذا چقدر خوب بود عزیزم ، وقتی یه کیک بیست در سی رو 200 هزارتومن  و یا اون کیکهای چوبی که با زحمت زیاد درست کردیم و 150 هزارتومن فروختیم و چه حالی کردیم از این گرون فروشی که به نفع بهزیستی بود و چه لذتی داشت وقتی که تلاش مامانها رو میدیدی که بالذت و اشتیاق و خالصانه فعالیت میکردن.

و بالاخره به عید رسید وقت پهن کردن سفره نوروز و تخم مرغهای امسالمون رو که تو نقاشی کردی و سفره هفت سینی که چیدنش سلیقه تو بود اینو اینجا بذار ، اونو اونور بذار و همش رو پر از ستاره کردی و چند ساعت قبل از تحویل سال که مامان امیرمهدی اومد پیشمون و ازمون عکس گرفت و تو که اونقدر ذوق زده عید بودی و هر ثانیه میپرسیدی مامان عمو نوروز اومد و تا ساعت 2:15 که تحویل سال بود بیدار و منتظر نشستی و تا بخوابیم شد 3 صبح و من میدونم که عید امسال اولین عیدی بود که خوب خوب درکش کردی و مفهوم هفت سین رو فهمیدی امیدوارم همه عیدهات قشنگ و پر از شادی باشه و لذت باشه و تو هرلحظه قلب پاک و مهرت از حضور آرامش لبریز باشه.

تعطیلات عید خیلی زود گذشت یه شب هم رفتیم خونه خاله انیس و شما چقدر هیاهو راه انداختید و ساعت 12 نیمه شبی که رفتیم پیتزاخوراش و تو و باربد اونجا رو با پارک اشتبیاه گرفتید و همش دویدید و ما هم از خجالت توام با لذت فقط خندیدیم و انگری بردی که فقط برای ما پخش شد چون شما سه تا اصلا اهمیت ندادید

و حالا که خیلی زود و سریع رسیدیم به نیمه های اردیبهشت و باز نگرانی من برای تابستونت و شروع چکنم چکنم های من.

ولی بهرحال یه تصمیم خوب و مناسب خواهم گرفت طوری که هم خودم خیالم راحت باشه و هم تو شادو راحت باشی مطمئنم.

ببخش عزیزم که خیلی پراکنده نوشتم ، خیلی خیلی از کارای قشنگت رو ننوشتم و خیلی حرفای شیرینت و خیلیهاشون هم تو قلبم تا همیشه میمونه اینا رو خلاصه وار نوشتم که بعدها وقتی خوندم تمام اون لحظات به خاطرم بیاد و منو ببره توی چهار سال و نیمه دختر خوشگلم که خیلی سریع تر از اونچه فکرش رو میکردم بزرگ شد

و چند روز پیش که با هم بیرون بودیم و تو طبق معمول دیرتر و یا زودتر از من حرکت میکردی و من باید همش حواسم میبود و ناخودآگاه با خودم گفتم دلم میخواد یه بار درست و حسابی و با خیال راحت برم خرید و همزمان داشتم به تو که چند متر جلوتر من میدویدی نگاه میگردم و یهو حرفمو پس گرفتم نه خدایا اشتباه کردم الان بهترین لحظاته کی دوباره این زمان برمیگرده که من تتو رو با سارافون کوتاهت و موهای دوگوشیت و بی جو.راب ببینم که جلوتر من میدوی آزاد و رها و بی خیال نه خدایا الان بهترین لحظات زندگی منه کمکم کن  با گوشت و پوست و تک تک سلولهام درکش کنم.

خدای خوب و مهربونم ممنون بخاطر تمام لحظات شاد و خوشی که همش بخاطر توجه ذات پرمهر تو هست شکرت بخاطر همه روزهای خوب و بدی که بهمون گذشته ، میگذره و خواهد گذشت ، ممنون بخاطر بودن همه اطرافیانم ، دوستام و همه کسایی که به نوعی توی زندگی من هستند ، لحظات شاد براشون آرزو میکنم و ازت بهترینها رو برای دختر کوچولوی خودم میخوام توام با سلامتی ، آرامش و شادی.

شکرت خدای خوب و مهربونم.

 

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 19 / 2 / 1394 | 10:59 AM | نویسنده : مامانی |

سلام دختر عزیزدردونه من سلام همدم و همراه روزهای شاد و غمگین من نازنین دخترم یه دونه من 

بازهم به همین سرعت یه ماه دیگه هم گذشت اسفند آخرین برگ دفتر 93 اومد و خیلی زودتر از اونچه که فکر کنیم شمارش معکوسش شروع شد 

همیشه اسفند هر سال از بقیه ماههای سال عجله اش بیشتره انگار میخواد زودتر این لباس کهنه رو بندازه دور و نوش رو تن روزهای زندگیمان بکنه انگار که بهار خانوم پشت در خونش نشسته و هولش میکنه و میگه زود باش دیگه زود باش و هر سال این موقع برای ما و همه هم خیلی پرمشغله اس و هم پراز شادی و هیجان الهی که توی همه دلها شادی باشه آرامش باشه همه چشمها بخندن و هیچ چشمی جز به شادی توش اشک نباشه 

عزیزترینم 52 ماهگیت مبارک خانومم عزیزترینم

آرزو میکنم این روزهای آخر نود و سه که داره تند میگذره برامون پر از شادی و آر امش باشه پر از خبرای خوب 

تو این روزها ما هم مثل بقیه بشدت مشغولیم ولی قلبم از خدا فقط سلامتی و آرامش و شادی میخواد

ممنونم خدا جون بخاطر همه روزهایی که گذروندیم

شادیهاش،غمهاش،مسایل مختلفش که برامون درس بودن،عبرت،هشدار و خیلی چیزهای دیگه،

سالی که گذشت کوله بارش پر از حرفای خوب و بده پراز خاطرات تلخ و شیرین که اگه این دوتا کنار هم نبودن هیچکدام معنا پیدا نمیکردن

خدایا بخاطر همه چی شکر بخاطر همه چی همه چی همه چی شکرتتتتتتتتتتت خدا جونم

عاشقتممممممممم

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 23 / 12 / 1393 | 0:04 AM | نویسنده : مامانی |

سلام خوزستان ، سلام سرزمین من ، سلام به تو که این روزها حتی قدرت نفس کشیدن را هم از دست داده ای ، سلام به تو که چهرات به رنگ زرد ، به رنگ خاک به رنگ سرخ درآمده ،  سلام به تو که صدای شاد کودکانت ،حتی صدای جیک جیک گنجشکانت در کوچه های شهرهایت به گوش نمیرسد ، سلام به تو که فرزندانت به زحمت نفس میکشند ،سلام به تو که از شنیدن صدای سرفه های خشک فرزندانت در عذابی ، سلام به تو که تالابهایت را خشکاندند تا از درون رگهایت خون سیاه را بیرون بکشند و به لبهای خشکیده ات نگاهی نبود، سلام به تو که فشار چکمه های بی تفاوتی را برگلویت حس کردی و دم نیاوردی ، سلام به تو خوزستان ، سلام به تو شهر من ، مردمان محروم و مظلوم من ، سلام به تو که ثروت از دستان تو جاری است و خود در فقر خویش مانده ای ،سلام به تو که این روزها دیگر طاقتت طاق شده ، سلام به تو که تاب نداری دیگر نمیخواهی متانت به خرج دهی و هیچ نگویی ، سلام به تو که آبهای دز و کارونت را بردند و قلبت را به آتش کشیدن ، و تو دیدی که کودکت در روستای پایین دست آب خوردنش راهم از دست داد، و اشکی برایت نماند که اقلاً قلبت را آرام کند، سلام به تو که دیدی چگونه زمینهای مرغوبت خشکیدن ، آبی نبود، این روزها دیگر به خشم آمده ای و حال که فریاد اعتراضت برخواسته به تو اتهام میزنند میگویند دروغ میگویی ، میگویند بزرگ نمایی کرده ای اوضاع آنچنان هم خراب نیست و علاوه بر همه بلایا که بر سرت آورده اند اکنون قلبت را هم شکسته اند و تو ، و تو که آرامش مردمان سرزمینشان را مدیون جانفشانی مردان باغیرتت هستند ،دیگر چشمت به آسمان است و نمیدانم آیا میدانند که شکستن دل تو که همه وجودت را بخشیده ای تاوان سنگینی دارد.




[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 11 / 1393 | 9:11 AM | نویسنده : مامانی |

سلام عزیزترینم ، گل من دختر ماه 51 ماهه من ، یکماه دیگه هم به سرعت و حتی سریعتر از آنچه که فکر میکردیم سپری شد و گذشت تبریک ماهگرد دو حس رو در من بوجود میاره اول خوشحال میشم که دختر کوچولوی من یه قدم بالاتر گذاشته و خانومتر شده و از طرف دیگه ماه به ماه از دوران شیرین کودکی داری فاصله میگیری و مستقل تر از گذشته عمل میکنی و از طرف دیگه بهم یادآوری میکنه که قدر این لحظات رو بدونم قدر شیرین زبونیت ، قدر اینکه اینهمه پاکی و صاف و صادق، قدر شیطنتهای بی انتهات ، مهربونیات، بازیهای کودکانه ات ، حاضر جوابیهات و هرچیزی که به تو ربط داشته باشه عزیزترینم زندگی پر از پیچ و خم ما در حال گذر هست و من آرزو میکنم که خدا بهترین لحظات رو برای من و تو و در کنار هم بودنمون رو جدا کنه و هر لحظه حس نزدیکیمون رو بهم بیشتر از قبل بکنه خانومم.

دوستت دارم پرنسس من خیلی بیشتر از اونچه که فکرشو بکنی

همه چیزت رو دوست دارم همه چیزیت رو و همیشه و همیشه خدا رو شکر میکنم بخاطر داشتن تو

خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

سلامتی دختر کوچولوی نازنینم رو از تو میخوام مهربونم.

میبوسمت عزیزم.




[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 11 / 1393 | 8:13 AM | نویسنده : مامانی |

سلام عزیزترینم ، گل من ،خوشگل من ، دختر من ، همدم من، همراه من ، دوستم ، خواهرم ، مادرم ، یه کلمه هستی من 50 ماهگیمون مبارککککککککککککککککککککککککککک .

عسلم بدون عطر نفسات ، خنده های شادمانه ات، شیبطنتهای زیرکانه ات، حاضرجوابیهای خردمندانه ات که منو تا مدتی میخندونه ، همه و همه دلیل نفس کشیدنم ، بودنم و حس زندگی کردنم هستند ، پس همیشه باش عزیزترینم و بذار در هوای بودنت نفس بکشم و زندگی کنم بهترینم.

خدایا همه خوبیهای دنیا رو برای همه بچه هعای پاک و معصوم میخوام همشون رو در پناه دستان قدرتمندت نگهدار و حافظشون باش در برابر سیاهیها و بدیها.




[ موضوع : ]
تاريخ : 22 / 10 / 1393 | 11:39 AM | نویسنده : مامانی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 33 صفحه بعد